سيد جلال الدين آشتيانى

611

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

دارد خود را تسليم حق مىنمايد . تسليم ، داراى سه درجه است : درجه اول : تسليم مزاحمات عقل مدرك كليات به حق تعالى از اوهام و خيالات مزاحم مدركات عقل ؛ چون از غيب وارداتى بر قلب سالك خطور مىكند كه عقل يا آن را قطع نظر از استمداد غيبى ادراك نمىكند ، و يا وهم از قبول آن خوددارى مىكند و اذعان آن بر قوهء وهم مشكل است و مشقت دارد . درجه دوم : تسليم علم و عقل نسبت بمعارفى كه از غيب وارد قلب مىشود ، و علم آن را مخالف حكم خود مىبيند مىباشد . علم در اين مقام ، تسليم احوال و خواطر واردهء از غيب مىشود . در همين مقام ، قصد كه سير آن به مقتضاى علم است ، تسليم مكاشفات مىشود ، و رسوم ظاهرى نيز تسليم حقيقت مىگردد « 1 » و فانى در حقيقت مىشود . * * * در منازل و ابواب معاملات ، عقل بواسطهء نور شرع از احكام مشوب با وهم كه سالك را از نيل به مقصود مانع مىشود ، خلاصى يافته و به استعانت عقل نورانى و منور بنور شرع از براى تخلق بملكات فاضله مهيا مىگردد ؛ و وارد قسم اخلاق مىشود تا بمقام كمال اطمينان نائل گردد ؛ چون آنچه را كه ملاحظه مىكند مقتضاى حكمت بالغهء حق است ؛ و حق تعالى بر طبق علم عنائى خويش ، نظام وجود را ايجاد نموده است . بر مكاره و مصيبات صبر مىكند . صبر ، « 2 » از منازل عالى

--> ( 1 ) . چون در مقام تجلى نور حقيقت ، رسوم كه رقايق و فروع و اشعات حقيقت‌اند ، در حقيقت محو مىشوند ، و سالك رسوم را محو و فانى در حقيقت مىبينند ، كه : « الحقيقة محو الموهوم و نور يشرق من صبح الازل » . مرتبهء سوم از تسليم بعد از تسليم رسم به حقيقت است ، و آن عبارت از تسليم ما سوى الحق به حق است . در اين مقام ، باب فناء در حق به روى سالك گشوده مىشود . رسوم و خلق و ما سوى را فانى در حق مشاهده مىكند . ( 2 ) . صابرين در قرآن مجيد و اخبار آل عصمت زياد مورد مدح واقع شده‌اند . رسيدن بدرجات عاليه از نتايج صبر است . اجر هر قربت اندازه و حدى دارد ، غير از صبر : « وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » . و در آيهء ديگر وارد شده است : « أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا » و أيضا :